چرا قیمت کالاها با کاهش نرخ ارز پایین نمی آید؟

 

لازم است مسولان دولتی در خصوص رابطه کوتاه و سریع کاهش نرخ ارز و قیمت کالاها بادقت بیشتری سخن گفته و انتظارات جامعه را به درستی مدیریت کنند.

اصغر بالسینی پژوهشگر اقتصاد ایران: در روزهای اخیر با کاهش محسوس نرخ دلار در بازار آزاد این گزاره به کرات از زبان مسولین دولتی و نمایندگان مجلس شنیده می شود که با کاهش نرخ ارز، به زودی قیمت کالاها هم کاهش محسوس خواهد یافت.

 

 

برای قضاوت در باره این گزاره لازم است چند مساله به دقت مورد توجه قرار گیرد:

1- کالاهای وارداتی به کشور به سه گروه کالاهای سرمایه ای و واسطه ای و مصرفی تقسیم بندی می شوند که براساس گزارش گمرک ایران در  سال 97، از حیث ارزش دلاری واردات، 3/64 درصد از نوع واسطه‌ای، 18/20 درصد از نوع مصرفی و 52/15 درصد از نوع سرمایه‌ای بوده و جمعا 26 میلیون و 700 هزار تن کالا به ارزش 27 میلیارد و 400 میلیون دلار در قالب کالاهای واسطه‌ای وارد کشور شده است. یعنی بخش عمده ای از واردات که حدود 80 درصد ارزش دلاری کالاها را تشکیل می دهد، کالاهایی است که در فرایند تولید به کار می‌آیند و لاجرم از  ارز دولتی یا ارز نیمایی استفاده می کنند.

2- روند تحولات نرخ ارز در هفته های اخیر به گونه ای بوده که اگرچه از نرخ ارز بازار ازاد که صرفا یک سیگنال بوده و بازار بسیار کم عمقی دارا است که بیشتر آثار روانی (البته سهمگین) بر جای می گذارد کاسته شده، اما در مقابل نرخ ارز نیما حدود 30 درصد افزایش یافته که قطعا این افزایش نرخ اثر قابل توجهی بر هزینه تولید و یا واردات برجای خواهد گذاشت. بخش عمده ای از واردات با ارز نیمایی است و طبعا قیمت گذاری نیز بر این مبنا خواهد بود.

3- به دلیل مشکلات ناشی از تحریم عملا در حال حاضر ثبت سفارش کالاهای وارداتی با دلار و یورو به سختی امکان پذیر است و بانک مرکزی حتی تخصیص ارزی کالاهای ثبت سفارش شده با دلار و یورو را با یوان و روپیه انجام می دهد و این مساله بین 10 تا 12 درصد هزینه تبدیل روی دست واردکنندگان قرار می دهد که بخشی از این هزینه نیز روی قیمت تمام شده سرشکن می شود.

4- در اقتصاد کلان موضوع چسبندگی قیمت ها و دستمزدها دارای ادبیات گسترده ای است که موضوع کلیدی آن چرایی مقاومت قیمت ها و دستمزدها در برابر کاهش است. کینزی‌ها به عنوان نحله فکری قدرتمندی که در سال های اخیر مجددا نظریات آنها به جد مورد توجه قرار می گیرد، معتقدند که دستمزدها، به‌سمت پایین چسبنده هستند و این به‌خاطر عوامل ساختاری مثل قراردادهای اتحادیه‌های کارگری، قوانین حداقل دستمزدها، و قراردادهای تلویحی است. چسبندگی حالتی است که در آن یک متغیر تمایل به تغییر ندارد. برای مثال ممکن است نیروی‌های بازار ارزش واقعی دستمزد یک کارگر در یک صنعت را کاهش دهند؛ اما دستمزدها تمایل به ماندن در سطح قبلی را حداقل در کوتاه‌مدت دارا هستند. چسبندگی قیمت‌ها هم  بدین معنی است که هر نوع تغییر در تقاضا منتج به تغییرات خود به خود و یا سریع در قیمت‌ها نگشته، بلکه در مقابل، می‌تواند به تغییر در محصول یا اشتغال منتج گردد. در نتیجه بازارها شفاف نشده و چسبندگی قیمت‌ها به‌عنوان یک مانع مشاهده خواهد شد. شواهد تجربی زیادی هم چسبندگی در اقتصاد ایران را نشان می دهد و بنابراین کاهش سریع و هم سطح نرخ ارز و تورم بی معناست.

5- نرخ ارز بازار آزاد اگرچه در سطح پایینی معامله می شود، اما زمانی که قرار بر فروش گران‌تر کالاهاست، به عنوان معیار قیمت گذاری مطرح می‌شود. در ادبیات اقتصادی این‌گونه بحث می‌شود که قیمت بازار خصوصا در کالاهایی که با استفاده از دو ارز دولتی و ازاد وارد می شوند، به قیمت تمام شده گران ترین واحد بستگی دارد و مابه التفاوت قیمت به صورت رانت نصیب واحدی می شود که ارز ارزانتری استفاده کرده است. این انتظار که قیمت های اقتصاد به سرعت تعدیل شوند، انتظار بیجایی است.

6- در اقتصاد ایران قیمت گذاری عوامل اقتصادی بسیار بالاست و اصطلاحا قیمت گذاری دلخواه به وفور دیده می شود و عملا قیمت ها توسط سازوکار بازار تعیین نمی شود (Arbitrary markup). این بدان معناست که به دلیل وجود بخش نابازاری بسیار قوی، عملا دولت در برابر تعیین قیمت ها منفعل است.

7- به دلیل وجود بخش نامولد بزرگ و تاثیرگذار در اقتصاد، عملا نرخ بازده تولید بسیار بالا بوده و انگیزه ورود به بخش تولید با توجه به موانع زیادی که وجود دارد بسیار کم می شود. این فرایند که در دوره های شوک ارزی به وفور دیده می شود، با تحت تاثیر قرار دادن بخش عرضه اقتصاد عملا به بالا نگه داشته شدن قیمت ها کمک می کند.

8- برخلاف ادعاهای مطرح شده در مورد آثار مثبت افزایش نرخ ارز بر محدود شدن واردات و گسترش صادرات عملا در اقتصاد ایران فقط  رشته فعالیت هایی که از یک طرف، نسبت هزینه مواد اولیه وارداتی به ارزش افزوده آنها پایین است و از طرف دیگر، نسبت درآمد صادراتی به ارزش فروش بالایی دارند، مهمترین ذینفعان صنعت کشور از افزایش نرخ ارز هستند و در مقابل رشته - فعالیت هایی که از یک طرف، نسبت هزینه مواد اولیه وارداتی به ارزش افزوده بالایی دارند و از طرف دیگر نسبت درآمد صادراتی به فروش آنها پایین است، بیشترین آسیب را از شرایط کنونی کشور افزایش نرخ ارز خواهند دید. از جمله این صنایع می توان به تولید وسایل نقلیه موتوری، تولید قطعات و ملحقات برای وسایل نقلیه موتوری و موتور آنها، تولید فرآورده های لبنی، تولید محصولات پلاستیکی به جز کفش، تولید چربی حیوانی و نباتی خوراکی اشاره کرد.

بدین ترتیب لازم است مسولان دولتی در خصوص رابطه کوتاه و سریع کاهش نرخ ارز و قیمت کالاها بادقت بیشتری سخن گفته و انتظارات جامعه را به درستی مدیریت کنند.